سخن پیامبر(ص)
با همه سفارشش به بردباری از افراد می خواست آن را با خواری اشتباه نگیرند.

آزادی و حجاب از دیدگاه استاد مطهری
استاد شهید مرتضی مطهری ، در كنار تمام آثاری كه در باره تمام مقولات سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی ، عقیدتی و حتی اقتصادی داشته اند، نگاه ویژه ای به مباحث اجتماعی داشتند.
استاد با حساسیت خاص خود، ابعاد اجتماعی مسائل مهمی كه جامعه ایران اسلامی ما با آن روبروست را در آثار خود به ارزیابی می نشیند.
او در تألیف خود، ضمن در نظر گرفتن شرایط خاص و پیشرفت هایی كه در طی زمان در جامعه صورت می گیرد و با توجه به ابعاد مختلف و جنبه های گوناگون مسائل اجتماعی كه عامه مردم با آنها درگیر هستند ، با تألیف آثاری متفاوت پرداخته است.
ویژگیهای آثار اجتماعی استاد، موضوعی است كه در گفتگو با مجتبی مطهری فرزند استاد مطهری و مدرس دانشگاه تربیت معلم به آن پرداختیم.
مطهری، در ابتدا به آثار اجتماعی استاد و تأثیر آن بر نسل جوان اشاره داشت و گفت: آثار اجتماعی مطهری شامل بخش های مختلفی مثل نفاسیر و كتاب هایی مانند تكامل اجتماعی انسان می شود كه همگی از موضوعات مهم دنیای امروز است علاوه ر اینكه استاد یادداشت هایی نیز در زمینه مسائل اجتماعی هم دارند.
وی ادامه داد: مسائلی مانند دموكراسی، آزادی،استقلال،جمهوری اسلامی، تكامل اجتماعی انسان ، جامعه، تاریخ و از مهمترین آنها، فلسفه تاریخ از جمله مسائلی است كه استاد در كتاب های خود به آنها پرداخته است .
مطهری همچنین با اشاره به مباحث جامعه شناسی تاریخی گفت: استاد شهید با توجه به شرایط دنیای امروز نگرشی خاص به جامعه و تاریخ دارند كه در این میان امروز بحث جامعه شناسی تاریخی، یكی از مهم ترین آن مباحث است.
مباحثی كه می تواند برای جوانان در شرایط كنونی جامعه بسیار مهم باشد.
وی در ادامه با ذكر این نكته كه استاد مطهری در كتاب های خود هم به تحلیل مسائل اجتماعی و هم به نقد مسائل غرب می پردازند گفت: ما وقتی می توانیم بگوییم كه معارف اسلان در دنیا اوج گرفته است كه بتوانیم مستدل با انصاف و با احترام زیاد تفكرات و اندیشه های دیگر كشورها را به نقد بگذاریم همانگونه كه یكی از خصوصیات استاد مطهری این بود كه همیشه به دیگران و اندیشه های آنها با احترام نگاه می كرد و برای علم و اندیشه ارزش بسیاری قائل می شد و سخنان و ایده های مناسب و با تعقل غربی ها را نیز بازگو می كرد.
وی تصریح كرد لازم است تا آثار استاد به زبانهای دیگر ترجمه شود تا باز هم بتوان بین افكار دیگر كشورها با آنچه كه اسلام و متفكرین ما طرح كرده اند تطابق و تشابهی برقرار كرد.
وی ادامه داد: متأسفانه در حال حاضر شرح صدرها، وسعت دید و نقادی غرب ، آنچنان كه باید مورد توجه نیست هرچند كه هستند افرادی كه عالمند اما به دنبال مسائل و ایده های جدید متناسب با عصر حاضر نمی روند در حالیكه یكی از ویژگیهای شهید مطهری این بود كه تمام آثارشان را با توجه به دنیای امروز و شرایط زمان و مكان تألیف كردند و این موضوع در مورد آثار اجتماعی ایشان نیز صدق می كند.
به هر نحو آثار اجتماعی و تاریخی استاد، می تواند به انسان مبانی و دید و بینش بدهد و راهنمای افراد و الهام بخش اندیشه های انسانی باشد.
مطهری در باره دیدگاه شهید مطهری در باره آزادی خاطر نشان كرد: استاد شهید آزادی را «انسانی» می دانستند و معتقد بودند آزادی مقدس و زیباست نه حیوانی.
وی ادامه داد: در این زمینه دو نكته قابل تأمل است اول اینكه آزادی اجتماعی زیباست اما باید با آزادی معنوی توأم باشد و دوم اینكه اگر ما بخواهیم به آزادی به گونه صرف آن توجه كنیم و در آن به مباحثی چون محبت ، انسانیت، اخلاق و مفاهیم همدلی و همزبانی توجه نكنیم و این مقولات با آزادی، جمع نشوند و متعادل نگردند ، نمی توانیم جامعه را به حد مناسبی از جامعه ای ایده آل برسانیم.
وی ادامه داد: به عبارتی آزادی یك معیار است ولی صرف آزادی بدون توجه به جنبه های دیگر، باعث خوشبختی جامعه و ایجاد مدینه فاضله نمی شود.
وی تأكید كرد: آزادی زیباست و در كنار آن ، محبت ، انسانیت، معنویت، مذهب و علم زیباست.
بنابراین باید همه زیبایی ها ارزش ها را با هم در نظر گرفت و آنها را با هم دید.
مطهری درباره دیدگاه حجاب استاد شهید مطهری گفت:
مطهری حجاب را به معنای پوشش می دانست و نه صرف چادر هر چند كه ایشان چادر را حجاب برتر می دانستند.
همان طور كه اسلام هم زن را به پاكی ، صفا و پوشش دعوت كرده است.
ایشان معتقد بود كه حجاب و پوشش زنان باید به گونه ای باشد تا سلامت روانی جامعه تحریك نشود و شخصین والایی كه زنان دارند لكه دار نشود در عین اینكه ایشان معتقد بودند حتی زنان در انتخاب رنگ و لباس پوشیدن هم آزاد هستند.
وی خاطر نشان كرد: استاد در پاسخ زنانی كه عنوان می كنند من پوششی اینگونه را می پسندم و چون خود و خانواده ام راضی هستند، جایی برای اظهار نظر دیگران نمی بینم ، می گوید: هر انسانی باید بداند كه برای خود نیست بلكه امانت خداست و این امانت باید به سوی او برگردانده شود و اینگونه نیست كه هر فردی بتواند خود رأی باشد بلكه تمام هستی و وجود انسان باید همانگونه كه خداوند او را پاك آفریده به همان شكل پاك هم به او برگردانده شود و انسان هیچگاه نباید فراموش كند كه مالك اصلی تنها خداست.
فلسفه حجاب در اسلام از دیدگاه استاد مطهری
ما براى پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصى قائل هستیم كه نظر عقلى آن راموجه مىسازد و از نظر تحلیل مىتوان آن را مبناى حجاب در اسلام دانست.
واژه«حجاب»
پیش از اینكه استنباط خود را در این باره ذكر كنیم لازم استیك نكته رایادآورى كنیم.آن نكته این است كه معناى لغوى«حجاب»كه در عصر ما این كلمهبراى پوشش زن معروف شده است چیست؟كلمه«حجاب»هم به معنى پوشیدن استو هم به معنى پرده و حاجب.بیشتر، استعمالش به معنى پرده است.این كلمه از آنجهت مفهوم پوشش مىدهد كه پرده وسیله پوشش است،و شاید بتوان گفت كه به حسب اصل لغت هر پوششى حجاب نیست،آن پوشش«حجاب»نامیده مىشود كه ازطریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.در قرآن كریم در داستان سلیمان غروبخورشید را این طور توصیف مىكند: حتى توارت بالحجاب (1) یعنى تا آن وقتى كهخورشید در پشت پرده مخفى شد.پرده حاجز میان قلب و شكم را«حجاب» مىنامند.
در دستورى كه امیر المؤمنین علیه السلام به مالك اشتر نوشته است مىفرماید: «فلا تطولن احتجابك عن رعیتك» (2) یعنى در میان مردم باش،كمتر خود را در اندرونخانه خود از مردم پنهان كن;حاجب و دربان تو را از مردم جدا نكند،بلكه خودت رادر معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعیفان و بیچارگان بتوانند نیازمندیها وشكایات خود را به گوش تو برسانند و تو نیز از جریان امور بى اطلاع نمانى.
ابن خلدون در مقدمه خویش فصلى دارد تحت عنوان«فصل فی الحجاب كیف یقع فىالدول و انه یعظم عند الهرم».در این فصل بیان مىكند كه حكومتها در بدو تشكیل میانخود و مردم حائل و فاصلهاى قرار نمىدهند ولى تدریجا حائل و پرده میان حاكم ومردم ضخیمتر مىشود تا بالاخره عواقب ناگوارى به وجود مىآورد.ابن خلدون كلمه«حجاب»را به معنى پرده و حائل(نه پوشش)به كار برده است.
استعمال كلمه«حجاب»در مورد پوشش زن یك اصطلاح نسبتا جدید است.درقدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها كلمه«ستر»كه به معنى پوشش استبه كار رفتهاست.فقها چه در كتاب الصلوة و چه در كتاب النكاح كه متعرض این مطلب شدهاندكلمه«ستر»را به كار بردهاند نه كلمه«حجاب»را.
بهتر این بود كه این كلمه عوض نمىشد و ما همیشه همان كلمه«پوشش»را بهكار مىبردیم، زیرا چنانكه گفتیم معنى شایع لغت«حجاب»پرده است و اگر در موردپوشش به كار برده مىشود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجبشده كه عده زیادى گمان كنند كه اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانهمحبوس باشد و بیرون نرود.
وظیفه پوشش كه اسلام براى زنان مقرر كرده استبدین معنى نیست كه از خانه بیرون نروند.زندانى كردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست.در برخى از كشورهاىقدیم مثل ایران قدیم و هند چنین چیزهایى وجود داشته است ولى در اسلام وجودندارد.
پوشش زن در اسلام این است كه زن در معاشرت خود با مردان بدن خود رابپوشاند و به جلوهگرى و خودنمایى نپردازد.آیات مربوطه همین معنى را ذكر مىكند وفتواى فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن ومنابع سنت ذكر خواهیم كرد.در آیات مربوطه لغت«حجاب»به كار نرفته است.آیاتىكه در این باره هست،چه در سوره مباركه نور و چه در سوره مباركه احزاب،حدودپوشش و تماسهاى زن و مرد را ذكر كرده استبدون آنكه كلمه«حجاب»را به كاربرده باشد.آیهاى كه در آن كلمه«حجاب»به كار رفته است مربوط استبه زنانپیغمبر اسلام.
مىدانیم كه در قرآن كریم درباره زنان پیغمبر دستورهاى خاصى وارد شده است. اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز مىشود: یا نساء النبى لستن كاحد منالنساء یعنى شما با سایر زنان فرق دارید.اسلام عنایتخاصى داشته است كه زنانپیغمبر،چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان،در خانههاى خودبمانند،و در این جهتبیشتر منظورهاى اجتماعى و سیاسى در كار بوده است.قرآنكریم صریحا به زنان پیغمبر مىگوید: و قرن فى بیوتكن یعنى در خانههاى خودبمانید.اسلام مىخواسته است«امهات المؤمنین»كه خواه ناخواه احترام زیادى در میانمسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نكنند و احیانا ابزار عناصر خودخواه وماجراجو در مسائل سیاسى و اجتماعى واقع نشوند.و چنانكه مىدانیم یكى از امهاتالمؤمنین(عایشه)كه از این دستور تخلف كرد ماجراهاى سیاسى ناگوارى براى جهاناسلام به وجود آورد.خود او همیشه اظهار تاسف مىكرد و مىگفت دوست داشتمفرزندان زیادى از پیغمبر مىداشتم و مىمردند اما به چنین ماجرایى دست نمىزدم.
سر اینكه زنان پیغمبر ممنوع شدند از اینكه بعد از آن حضرت با شخص دیگرىازدواج كنند به نظر من همین است;یعنى شوهر بعدى از شهرت و احترام زنشسوء استفاده مىكرد و ماجراها مىآفرید.بنابر این اگر درباره زنان پیغمبر دستور اكیدترو شدیدترى وجود داشته باشد بدین جهت است.
به هر حال آیهاى كه در آن آیه كلمه«حجاب»به كار رفته آیه53 از سوره احزاب است كه مىفرماید: و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب یعنى اگر از آنهامتاع و كالاى مورد نیازى مطالبه مىكنید از پشت پرده از آنها بخواهید.در اصطلاحتاریخ و حدیث اسلامى هر جا نام«آیه حجاب»آمده است مثلا گفته شده قبل از نزولآیه حجاب چنان بود و بعد از نزول آیه حجاب چنین شد،مقصود این آیه است كهمربوط به زنان پیغمبر است (3) ،نه آیات سوره نور كه مىفرماید:
قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم-الى آخر-قل للمؤمنات یغضضن منابصارهن .
یا آیه سوره احزاب كه مىفرماید:
یدنین علیهن من جلابیبهن الى آخر.
اما اینكه چطور در عصر اخیر به جاى اصطلاح رایج فقها یعنى ستر و پوششكلمه حجاب و پرده و پردگى شایع شده استبراى من مجهول است،و شاید از ناحیهاشتباه كردن حجاب اسلامى به حجابهایى كه در سایر ملل مرسوم بوده استباشد.مادر این باره بعدا توضیح بیشترى خواهیم داد.
سیماى حقیقى مساله حجاب
حقیقت امر این است كه در مساله پوشش-و به اصطلاح عصر اخیر حجابسخن در این نیست كه آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است كه آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟آیا مرد باید حقداشته باشد كه از هر زنى در هر محفلى حداكثر تمتعات را به استثناى زنا ببرد یا نه؟
اسلام كه به روح مسائل مىنگرد جواب مىدهد:خیر،مردان فقط در محیطخانوادگى و در كادر قانون ازدواج و همراه با یك سلسله تعهدات سنگین مىتوانند اززنان به عنوان همسران قانونى كامجویى كنند،اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است.و زنان نیز از اینكه مردان را در خارج از كانون خانوادگى كامیابسازند به هر صورت و به هر شكل ممنوع مىباشند.
درست است كه صورت ظاهر مساله این است كه زن چه بكند؟پوشیده بیرونبیاید یا عریان؟ یعنى آن كس كه مساله به نام او عنوان مىشود زن است و احیانا مسالهبا لحن دلسوزانهاى طرح مىشود كه آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محكوم و اسیر و درحجاب؟اما روح مساله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینكه آیا مرد باید دربهرهكشى جنسى از زن،جز از جهت زنا، آزادى مطلق داشته باشد یا نه؟یعنى آن كه دراین مساله ذى نفع است مرد است نه زن،و لااقل مرد از زن در این مساله ذىنفعتراست.به قول ویل دورانت:
«دامنهاى كوتاه براى همه جهانیان بجز خیاطان نعمتى است.»
پس روح مساله،محدودیت كامیابیها به محیط خانوادگى و همسران مشروع،یاآزاد بودن كامیابیها و كشیده شدن آنها به محیط اجتماع است.اسلام طرفدار فرضیهاول است.
از نظر اسلام محدودیت كامیابیهاى جنسى به محیط خانوادگى و همسرانمشروع،از جنبه روانى به بهداشت روانى اجتماع كمك مىكند،و از جنبه خانوادگىسبب تحكیم روابط افراد خانواده و برقرارى صمیمیت كامل بین زوجین مىگردد،و ازجنبه اجتماعى موجب حفظ و استیفاى نیروى كار و فعالیت اجتماع مىگردد،و از نظروضع زن در برابر مرد،سبب مىگردد كه ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چیز است.بعضى از آنها جنبه روانى دارد وبعضى جنبه خانه و خانوادگى،و بعضى دیگر جنبه اجتماعى،و بعضى مربوط استبهبالا بردن احترام زن و جلوگیرى از ابتذال او.
حجاب در اسلام از یك مساله كلىتر و اساسىترى ریشه مىگیرد و آن این استكه اسلام مىخواهد انواع التذاذهاى جنسى،چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر،بهمحیط خانوادگى و در كادر ازدواج قانونى اختصاص یابد،اجتماع منحصرا براى كارو فعالیتباشد.بر خلاف سیستم غربى عصر حاضر كه كار و فعالیت را با لذتجوییهاىجنسى به هم مىآمیزد اسلام مىخواهد این دو محیط را كاملا از یكدیگر تفكیك كند.
حجاب، به معناى منزوى كردن زن نیست
مسئله حجاب، به معناى منزوى كردن زن نیست. اگر كسى چنین برداشتى از حجاب داشته باشد، این، یك برداشت كاملاً غلط است. مسئله حجاب به معناى جلوگیرى از اختلاط و آمیزش بىقید و شرط زن و مرد در جامعه است؛ زیرا آمیزش و اختلاط بىقید و شرط، هم به ضرر جامعه و هم به ضرر زن و مرد، به خصوص به ضرر زن است.3
حجاب و عفت
همیشه ما در طول زمان هر وقت گفتیم حجاب و عفت، عدهاى گفتند آقا حجاب به عفت چه كار دارد؛ خیلىها حجاب دارند؛ عفت ندارند؛ خیلى هم عفت دارند؛ حجاب ندارند. در طول زمان، هر وقت ما این حرف را مىگفتیم،... بعضى این را مىگویند؛ در حالى كه این، حرف درستى نیست. عفت یك چیز است؛ حجاب یك چیز دیگر؛ اما عفت، آن چیز غیرقابل دسترسى و غیرقابل تأثیرپذیرى و آن صخره آسیبناپذیر در انسان نیست؛ مثل همه خلقیات و خصلتهاى انسانى، در معرض تهاجم قرار مىگیرد. یكى از چیزهایى كه مىتواند آن را از تهاجم به دور بدارد و عفاف زن و طهارت او و تقواى او و حالت پرهیز و عصمت را در او نگه دارد، نداشتن معاشرت نامناسب در محیط زندگى و محیط كار و محیط جامعه است. معاشرت نامناسب، یعنى معاشرتى كه در او جهات فرهنگى و اخلاقى خاص رعایت نشده باشد. آن چیزى كه مىتواند به این نگهدارى و مصونسازى و جداسازى كمك كند، حجاب است. بهترین چیز، حجاب است؛ حجاب از طرف زن و حجاب از طرف مرد. حجاب مرد هم نگاه نكردن است: حجاب، یعنى مانع؛ یعنى فاصل در زن.4
از نظر غرب و فرهنگ غربى، یكى از ارزشهایى كه براى زن متصور است، این است كه با وجود خود و با شخصیت خود، وسایل التذاذ و بهرهمندى دیگران را فراهم آورد؛ لذا وقتى ما بر اساس فرهنگ اسلامى اعلام مىكنیم كه اسلام براى معاشرت زن و مرد، محدودیتى قائل شده و معاشرت بىقید و شرط زن و مرد را جایز ندانسته، ما را متهم مىكنند كه شما به زن اهانت مىكنید؛ در حالى كه اهانت آن چیزى است كه در فرهنگ غرب نسبت به شخصیت زن دیده مىشود.5
این مسئله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه كردن و نگاه نكردن، همه به خاطر این است كه قضیه عفاف در این بین، سالم نگه داشته شود. اسلام به مسئله عفاف زن اهمیت مىدهد؛ البته عفاف مرد هم مهم است. عفاف، مخصوص زنان نیست؛ مردان هم باید عفیف باشند؛ منتها چون در جامعه، مرد به خاطر قدرت جسمانى و برترى جسمانى، مىتواند به زن ظلم كند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید، روى عفت زن بیشتر تكیه و احتیاط شده است. شما امروز هم كه در دنیا نگاه كنید، مىبینید یكى از مشكلات زنان در دنیاى غرب، به خصوص در كشور ایالات متحده امریكا، همین است كه مردان با تكیه به زورمندى خودشان، به عفت زن تعدى و تجاوز مىكنند. آمار منتشر شده از سوى مقامات رسمى خود آمریكا را من دیدم كه یكى مربوط به دادگسترى آمریكا و یكى هم مربوط به یك مقام دیگرى بود. آمارها واقعاً وحشتانگیز است؛ در هر شش ثانیه، یك تجاوز به عنف در كشور آمریكا صورت مىگیرد! ببینید چقدر مسئله عفت مهم است.
معناى حجاب
حجاب براى زن، به معناى ذلت نیست؛ بلكه به معناى عصمت و حفظ زن است و نه فقط عصمت و حفظ زن، بلكه عصمت و حفاظت زن و مرد هر دوست. حجاب به معناى چادر نیست؛ اما چادر در نزد ما ایرانىها كه زنهاى ما از قدیم داشتند، بهترین نوع حجاب است؛ بدون چادر هم حجاب ممكن است. حجاب به معناى پوشیدن سالم [است]؛ نه پوشیدنى كه از نپوشیدن بدتر است. به تعبیرروایات، پوشیده عریان كه در عین پوشیدگى، مثل انسان برهنه و عریان است. آن پوشیدن، به درد نمىخورد؛ حجاب نیست؛ پوشیدن سالم كه سر و مو و گردن و بدن و تمام سر تا پاى بدن زن را پوشانده باشد؛ البته صورت و دو دست را بسیارى فقها مستثنا مىدانند؛ البته در مواردى كه صورت بدون آرایش و ساده باشد؛ این هم معناى حجاب.
البته زنهاى ایرانى، روش چادر را پیدا كردهاند كه بسیار هم روش خوبى است و هم زیباست و منافى با زیبایى زن نیست و هم حجاب حافظ كامل است. به هر حال، حجاب را چه به شكل ایرانى، چه به شكل عربى، چه به شكل كشورهاى دیگر كه در هر یك از كشورهاى اسلامى زنها یك جور حجاب خود را حفظ مىكنند، هر جورى كه حجاب حفظ بشود، این نظر اسلام، تأمین شده است، این، یكى از پیشگیرىهاى اسلام است.1
اسلام در باب حجاب، پوشش را معین نكرده است؛ مقصود را معین كرده است. مقصود این است كه دیدار زن و مرد و ملاقات طبیعى آنها، به صورت روزمره، تبدیل به یك عامل تحریك نشود و این، هدف اسلام است.
در كشورهاى اسلامى، خانمهایى هستند كه مقیدند حجاب شرعى را كه آیات قرآن به آن ناطق است، رعایت كنند؛ ولى شما ببینید همه آنها یك نوع رعایت مىكنند؛ متدینها و مقیدهایشان را مىگویم؟ در كشورهاى شمال آفریقا حجابى دارند كه شما اصلاً با آن آشنا نیستید؛ در كشورهاى شرقى، یعنى هند و پاكستان، حجابى دارند كه باز هم شما با آن آشنا نیستید. اینها هم ناشى از همان شرایط فرهنگى و اجتماعى است.

حیا و پاكدامنی
حجاب در ایران
از دیرباز، زنان ایران دارای حجاب کامل بودهاند. مطالعه فرهنگ پوشاک مردم ایران در طول تاریخ نشان می دهد که زنان شریف ایران حجاب را به عنوان ارزشی والا پاس داشته و بدان افتخار می کردند و همگان در مجامع عمومی با پوششی کامل ظاهر می شدهاند. ادبیات، آثار باستانی و نقوش به جای مانده از آن دوران، هریک به خوبی نشان اهمیت و جایگاه عظیم و والای حجاب در میان زنان نجیب ایرانی است؛ به عنوان نمونه درباره حجاب زنان ایرانی در دوره اشکانیان چنین آمده است: لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پُرچین، آستین دار و یقهراست بوده است. پیراهن دیگری داشتهاند که روی اولی می پوشیدند و قد این یکی، نسبت به اوّلی کوتاه، و همچنین یقهباز بوده است و روی این دو پیراهن، چادری سر میکردند.
تاریخ بی حجابی
اکثر قریب به اتفاق زنان کشورها و مذاهب مختلف تا قبل از نوزایی(رنسانس) دارای حجاب بودهاند. پس از دوران نوزایی و انقلاب علمی صنعتی و نیز جنگ جهانی دوم به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم آمد و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادی زنان کنار گذاشتن حجاب تشویق شد.
حیا و پاکدامنی از منظر امام علی(ع)
امیرمؤمنان حضرت علی(ع) حیا و عفت را از صفات و دستآوردهای ایمان می شمارد و از سجایای آزادگان و رسم های نیکان می داند. حضرت می فرمایند: «حیا و پاکدامنی، نشانه آزادگی و جوانمردی و لازمه ایمان است».
شناساندن مقام واقعی زن
زنی که از مقام و ارزش های واقعی خود آگاهی یابد و فلسفه حجاب را از دیدگاه اسلامی بداند و در انتخاب حجاب، ریشهای برخورد کند نه موروثی، دیگر حجاب را حصار و زندان تلقی نمیکند؛ بلکه آن را برای خویش وقار و متانت می یابد. وقتی آگاهی افراد جامعه نسبت به ضرورت حجاب بالا رفت، دیگر نیازی نیست که نیرویی تهدیدآمیز از بیرون، زنان را مجبور به رعایت حجاب سازد. چنین زنی حتی اگر در فاسدترین مکان ها قرار بگیرد با شهامت و آگاهی و بدون توجه به عقاید دیگران، حجاب و عفت خویش را حفظ خواهد کرد. 
عفاف
تفاوت عفاف و حجاب
ما پیوسته سخن از حجاب گفته یا شنیدهایم، ولی مسأله اصلی و بنیادین، عفت است. عفت فراتر و برتر از حجاب است. حجاب، همان پوشش ویژه و عفت، گونهای خصلت و بینش و منش است. حجاب، پوششی بیرونی است، ولی عفت، هم پوشش بیرونی و هم پوشش درونی است. حجاب می تواند ریایی، تحمیلی یا ظاهری باشد، ولی عفت، خصلت و ارزشی اختیاری است. عفت، نمودهای گوناگونی دارد؛ از جمله: عفت در نگاه، عفت در سخن، عفت در شهوت و... ممکن است کسی حجاب مناسب داشته باشد ولی در نگاه یا سخن گفتن عفت نداشته باشد که این خود نمونه حجاب بدون عفت است. بنابراین برای سالم سازی جامعه باید به دنبال عفت عمومی باشیم تا حجاب آگاهانه گسترش یابد.
عفاف از دیدگاه پیامبر(ص)
پیامبر گرامی اسلام(ص) که از وی به عنوان مظهر عفاف یاد می کنیم، تلاش بسیاری برای حاکمیت عفاف و پاک دامنی کرد تا جامعهای بسازد که در آن، عفاف و پاکی، ارزش، و بی عفتی، ضدارزش به شمار آید. پیامبر(ص) در جریان بیعت با زنان مکه از آنان پیمان گرفت که پاسدار پاک دامنی و عفاف باشند و فرمودند: «زنان با مردان نامحرم نباید در خلوت بنشینند». از این رو وقتی به پیامبر خبر رسید که در مدینه دو نفر با نامهای«هبت» و«ماتع» ـ که از افراد هرزه هستند ـ نزد مردان نشسته، از اوصاف زنان و لباس های آنان حرف می زنند و با سخنان شهوتانگیز هوس های آلوده را تحریک، و به حریم عفاف تجاوز میکنند، آن ها را احضار و به محلی به نام«العوایا» تبعید کرد؛ به گونهای که آن ها فقط روزهای جمعه برای خرید غذا و لوازم ضروری به مدینه می آمدند و سپس به تبعیدگاه شان باز میگشتند.
حجاب
حجاب، غنچه درخت تسلیم
خواهرم! نیک بدان که دین گلستان ارزش هاست و حجاب غنچه نوشکفته درخت تسلیم است. در بوستان محمدی خود را به این غنچه زیبا آراسته دار، که حجاب زیور تو و تو زینت آفرینشی. خواهرم، حجاب اسلامی نماد حضور حماسی زن در جامعه است که قلب استعمارگران از هیمنهاش در بیم و هراس است؛ چرا که پوشش دینی آینه تمام نمای عصیان در برابر شیطان و تسلیم در پیشگاه خداوند است. خواهرم، فاطمه(س) صراط مستقیم زن مسلمان است و پوشیدگی نمود بارز مکتب اوست. پس بکوش تا بر محور فاطمه بگردی که حضرتش فرمود: «بهترین چیز برای زن آن است که به مردی نگاه نکند و مردی او را نبیند».
لباس عشق به خدا
ای ساکن دیار حجب و حیا، چه عارفانه به میدان آمدهای! پوشش دینی تو پاکانِ روزگار را به شوق آورده است؛ چرا که این پوشش از زره جنگاوران میدان رزم بسی والاتر است که آن زرهِ میدان جهاد اصغر است و حجاب تو زرهِ آوردگاه جهاد اکبر. ای ساکن وادی عشق که خدا را معشوق خود ساختهای، دانسته بودم که عاشقْ انتخاب هایش را به معشوق وا می گذارد و دیدم که خلعت زیبای حجابت به انتخاب معشوق تو بوده است. پس مبارک بادت حجاب اسلامی که لباس عشق به خداست.
حجاب برتر
چادر بارزترین نمود حجاب اسلامی در عصر حاضر است که ریشه در قرآن و سیره اهل بیت به ویژه فاطمه(س) دارد. پیامبر اکرم(ص) چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش زهرا قرار داد. چادر مشکی بهترین و سالمترین پوشش زن مسلمان است که سراسر حجم بدن او را با وقاری خاص و یکنواخت می پوشاند. از همین رو چادر حجاب برتر و کاملترین نوع پوشش زن مسلمان است. قرآن کریم می فرماید: «ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمن بگو خود را با«جلباب» بپوشانند. اکثر مفسران و لغویان جلباب را به معنای چادر و عبا معنا کردهاند. بنابراین، توصیه بزرگان دین و پیش از همه قرآن کریم بر استفاده از چادر نشان دهنده آثار و امتیازات فراوان این پوشش شکوهمند است. چادر دارای بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم می زند، و بزرگواری و تواضع زن را در برابر احکام اسلام و ارزش های اخلاقی آشکار می سازد.
انقلاب چادرها
بدون شک آوردن بانوان به صحنه انقلاب و میدان مبارزه یکی از هنرهای امام راحل(ره) بود. هنر امام این بود که نه ضرورت حضور اجتماعی و سازنده بانوان در سرنوشت خود و جامعه را فدای یکسونگری و تنگ نظری به دین و جایگاه زن کرد و نه به عذر مبارزه و حضور بانوان در صحنه های مختلف آن، چارچوب های شرعی و شئون مورد نظر شریعت در روابط اجتماعی بانوان را نادیده گرفت. در نگاه امام شخصیت اجتماعی و کرامت انسانی زن مسلمان و حضور سازنده او در جامعه و نقش کامل وی در تبیین سرنوشت خود، تنها با حفظ همه مسائل شرعی، ممکن است.
پوشش کامل
پیامبر گرامی اسلام(ص) علاوه بر تأکیداتی که بر رعایت حجاب داشتهاند، با ارائه راه کارهایی، جامعه اسلامی را به سوی تهذیب و پاکی رهنمون شدهاند؛ به عنوان نمونه، روزی اسما دختر ابوبکر ـ که خواهر زن پیامبر بود ـ با لباس نامناسبی به خانه پیامبر آمد، پیامبر(ص) روی خود را از او برگرداند و فرمود: ای اسما، زن وقتی به حد بلوغ رسید نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دست ها.
سیره عملی زنان مسلمان در مورد حجاب
از زمان نزول آیات وجوب حجاب، زنان مسلمان در رعایت این قانون الهی نهایت تلاش خود را به کار بردهاند و این شیوه نیکو هم چنان در بین زنان مسلمان استمرار دارد. دستور اسلام در بین زنان تحوّلی چشم گیر ایجاد کرد. ام سلمه، همسر پیامبر، در مورد این تحوّل ـ که با ستایش او از زنان انصار همراه است ـ چنین می گوید: مرحبا به زنان انصار! همین که آیه سوره احزاب نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که چون گذشته بیرون بیاید.
عفاف از منظر امام خمینی(ره)
امام خمینی(ره) طی سفارش های متعدد درباره عفاف، زنان جامعه اسلامی را به تبعیت از حضرت زهرا(س) فراخوانده، می فرمایند: «بانوان محترم ایران ثابت کردند که در دژ محکم عفت و عصمت هستند و جوانان صحیح و نیرومند و دختران عفیف و متعهد، به کشور تسلیم خواهند کرد و هیچ گاه در آن راه هایی که قدرت های بزرگ برای تباه کردن کشور، پیش پای آن ها گذاشته بودند، نخواهند رفت».
«زن ها باید در میدان زهد و تقوا و عفاف و تحصیل و مجاهده و دفاع از اسلام، از حضرت زهرا(س) تبعیت کنند».
رابطه حیا و حجاب
حیا عامل بازدارندهای است که موجب پای بند شدن انسان به قوانین دین می شود. حیا عامل حفظ دختران و پسران از تن دادن به انحراف ها و آسیب های اجتماعی است. امام صادق(ع) فرمود: «بعضی از مردم اگر حیا نداشتند، حق پدر و مادر و حق ارحام و بستگان خود را رعایت نمی کردند و اگر حیا و ترس از ملامت مردم نمی بود، هیچ امانتی را به صاحب آن بر نمی گرداندند و از هیچ فحشا و بی عفتی چشم پوشی نمی کردند».
بی حجابی، عامل طلاق و جدایی
آمارهای قطعی و مستند نشان می دهد که با افزایش بی حجابی در جهان، طلاق و ازهمگسیختگی خانواده در دنیا مدام رو به افزایش است؛ چرا که به قول باباطاهر«هر آن چه دیده بیند، دل کند یاد» و هر آن چه دل از آن یاد کند به هر قیمتی که باشد در پی آن خواهد رفت. ولی در محیطی که فرهنگ حجاب و عفاف، مطرح است، همسران، متعلق به یکدیگرند و احساسات و عواطفشان مخصوص یکدیگر است و پیوندهای قلبی عمیق و مستحکم در خانواده حاکم است.
کیفیت حجاب
پوشش واقعی پوششی است که بدن انسان را از نامحرمان بپوشاند و نازک و بدن نما نباشد. علی(ع) فرمود: «از لباس نازک بپرهیزید؛ زیرا کسی که لباسش نازک است ایمانش هم ضعیف و کم رنگ است».
حجاب و مبارزه با تهاجم فرهنگی
غرب که خود در آتش فساد و تباهی می سوزد و در آستانه نابودی کامل است، سعی جدی در به تباهی کشاندن جوامع اسلامی دارد تا از این طریق به اهداف شوم استعماری خود دست یابد. از این رو حجابْ ستیزی از اهداف مهم تهاجم فرهنگی غرب به شمار می رود. پوشش دینی همواره آماج تیر های زهرآگین فرهنگی دشمنان اسلام قرار گرفته است. آنان همواره در برداشتن خاکریز بزرگ حجاب جدیت کامل داشتهاند؛ زیرا پوشش دینی را سدی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی خویش می دانند که آن ها را از نیل به مطامع فرهنگی و اقتصادی شان باز می دارد. اگر قلعه مستحکمِ حجابِ زنِ مسلمان فتح شود، راه بردگی جامعه اسلامی هموار خواهد شد. این است که می بینیم زنان مسلمان هرگز خود را تسلیم اهداف شوم استعمار نمی کنند؛ بلکه به عنوان نیروهای فرهنگی همواره سدی محکم در برابر آنان پدید آوردهاند؛ به گونهای که امروزه پوشش دینی پادزهر تهاجم فرهنگی غرب تلقی می شود.
حجاب و مصونیت
پوشش دینی نگهبان زن از نگاه های آلوده و آسیب های احتمالی است که به زن مصونیت و آرامش می بخشد. هرچه این پوشش کامل تر شود، ایمن بخشی آن بالاتر می رود. بنابراین، امنیت و آرامش خاطر از آثار بارز حجاب اسلامی به شمار می رود.
پوشش معنادار
زنِ پوشیده از بین هوای نفس و خدا، خدا را برگزیده است و از بین احکام دین و خواسته های نفس، به احکام دین رو کرده است. چنین انتخابی به روحیه، تفکر و عمل او حال و هوای دیگری می بخشد و به پوشش او معنا می دهد و آن را عملی منطقی، خداپسندانه و در مسیر حرکت های تکاملی او قرار می دهد که به زیبایی های درونی او تجلی بخشیده است. امام باقر(ع) از قول خداوند عزوجل فرموده است: «به عزت و جلال و بزرگی و بلندای مقامم سوگند که بنده مؤمنی مرا در امری از دنیا بر هوای خود بر نمی گزیند، مگر این که او را غنی کرده، خواهش او را در آخرتش قرار می دهم و آسمان ها و زمین را عهده دار روزی اش می کنم».
پیام عفت
بی تردید، پوشش دینی، پیام عفت، شخصیت و خداترسی زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنین بانویی چشم طمع نخواهند داشت که پاکی و نجابت او را می ستایند. از طرفی بدن او در سایه حجابی که دارد از چشم نامحرم پوشیده خواهد بود. در این صورت است که زن در سنگر حجابِ خود از تیر نگاه های زهرآلود و سخنان آزار دهنده و برخورد های اراذل جامعه مصون خواهد بود و امنیت و آرامش درونی او برقرار خواهد شد.
جسم فروپوش چو دُر در صدف / تا نشوی تیر نگه را هدف
قرآن کریم نیز در این باره چنین فرموده است: «ای پیامبر، به زنان و دخترانت و زن های مؤمن بگو خود را با ساتری بلند بپوشانند که این پوشش برای آن که به عفت شناخته شوند بهتر است تا(از تعرض هوس رانان) آزار نبینند».
در صدف حجاب
زن از دیدگاه اسلام دارای شخصیتی شایسته و رسالت و موقعیتی الهی است که می تواند مدارج کمال را طی کرده، مراتب عالی انسانیت را باز یابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت یعنی خلیفگی خدا شود. وجود زن زینت بخش آفرینش انسان است و افق روح او تجلیگاه رحمت. دامنِ زن مدرسه بشر است و کمال مرد بدون او ممکن نیست. زن مظهر ظرافت و جمال آفرینش است. اصلاح جامعه در گرو تقوای زن، و محیط خانواده محل درس اوست و بر همین اساس زن مربی بشر است و می تواند با تربیت فرزندی، امتی را رهایی بخشد. جایگاه والای این گوهر آفرینش اقتضا دارد که در صدف حجاب قرار گیرد تا ارزش های او حفظ شود و این است فلسفه پوششی که خدای حکیم برای انسان واجب کرده است.
حجاب، سنگر و سلاح
حجاب آمده است تا تقوا و ایمان را به بشر باز گرداند. حجاب آمده است تا عزّت و شرف و حمیت و غیرت را به امت اسلام و جهان باز گرداند. حجاب شعاری زیبا و برخاسته از شعوری والاست. حجاب سلاح است و پاسخ به فساد و دنیای غرب. حجاب آمده است تا چگونه زن بودن را به جامعه بشری بیاموزد. حجاب آمده است تا بار دیگر انسان اسیر و آواره را به خانه تقوا و بهشت انسانیت باز گرداند. حجاب نه لباس و جامه، که سلاح و برنامه است و امروز دنیای استکبار از این سلاح ساده و برنامه پاکیزه به هراس افتاده است. پس ای خواهر من، حجاب تو سنگر و سلاح توست که دنیای تبهکاران را نشانه گرفته و دل ستمگران را به لرزه انداخته است. این سنگر و سلاح را پاس بدار.
تبلیغات 
